.....................



فکر راحت!

 

 

زمانه هم چون گذریست باید ازین گذر گذشت
 نه راه پیش دارد نه پس باید ازین سفر گذشت
قسمت ما دربه دریست، سهم ما خوش باوریست
 توی راه زندگی، مقصد ما، در به دریست
فکر راحت نفسی خوش دل من می طلبد
 قفسی با، در باز ترانه ای از لب ساز
فکر راحت نفسی خوش دل من می طلبد



قصه شهر فرنگی دروغ بود؛ ستاره های آسمونش بی فروغ بود
قصه شهر فرنگی دروغ بود؛ ستاره های آسمونش بی فروغ بود
پیک خوشبختی ما، داره میاد؛ تو سفره
چشمای عاشق و خیس و منتظر من، به دره
خیره بر دروازه شهر آشنای من که از یک دریچه هم واسه من کوچیکتره
فکر راحت نفسی خوش دل من می طلبد فکر راحت نفسی خوش دل من می طلبد
بوی خوش عطر خاک، دلای ساده و پاک عشق رفتن به خونه قصه ای شد غمناک
فکر راحت نفسی خوش دل من میطلبد

 

 

 


نوشته شده توسط عاشق تنها در جمعه 14 اسفند 1391

و ساعت 22:30


برای تو

 

براي تويي كه تنهايي هايم پر از ياد توست

برايتويي كه قلبم منزلگه عشق توست

برايتويي كه احساسم از آن وجود نازنين توست

برايتويي كه تمام هستي ام در عشق تو غرق شد

برايتويي كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است

برايتويي كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردي

برايتويي كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردي

برايتويي كه يك لحظه دوري ات برايم مثل يك قرن است

برايتويي كه سكوتت سخت ترين شكنجه ی من است
 
 
 
 
 برای تو که یکی یک دونه ی قلب منی

 

 


نوشته شده توسط عاشق تنها در جمعه 13 اسفند 1391

و ساعت 22:24


معجزه عشق


همه جا عطرتو پیچیده ، تنها صدای تو را میشنوم ، جایت در کنارم خالیست

شاخه گلی را به جای تو میگذارم  تا دیگر جایت خالی نباشد، تا دیگر تنها نباشم

تمام احساساتم سهم تو است ، جای تو تا ابد ، تا همیشه در قلب من است

کاش برایت کم نباشم ، کاش برایت با ارزش باشم تا حسرتی در دلم نماند،

تا با خیال راحت قلبم عاشقت بماند

قلبم تنها با تو زنده است ، تو گلی و نفس میدهی به باغچه دلم

این تمام احساسات من است

لیاقتت بیش از اینهاست ، این تمام دار و ندار من است

در این کویر خشک و بی محبت یافتن گلی مثل تو معجزه بود

دیدن باوفایی مثل تو رویا بود، با تو بودن افسانه بود

حالا تو یک معجزه ای در قلب عاشق من

تو  زیباترین حادثه ای که تا ابد میمانی در قلب من


کاش برایت همیشگی باشم ، همیشه همینگونه باشی و من تو را داشته باشم

تو را داشته باشم برای نفس کشیدن ، برای عشق ورزیدن ، برای ماندن

تو آمدی و دلم از غمها رها شد ، حالا احساساتم با تو زیبا شده

عشق آمده و دلم غرق در امواج مهربانی هایت شده

به تو پناه آورده ام ای چشمه زلال دلم ، به تو پناه آورده ام ای بود و نبودم

مرا در میان خودت بگیر تا اسیر آغوشت شوم

تا برای همیشه پشت میله های آن آغوش گرمت زندانی باشم ...

دوستدارم عشقم

 


نوشته شده توسط عاشق تنها در جمعه 12 اسفند 1391

و ساعت 22:20


داستان واقعی عروسی کتی

ماجراي عروسي كه ميدانست تا 5 روز ديگر خواهد مرد! و همسر فوق العاده اش كه او را تنها نگذاشت
Katie Kirkpatrick دختر 21 ساله ای كه با سرطان دست و پنجه نرم میكرد. برای بهترین روز زندگیش سرطان را جواب كرد

خانم Katie Kirkpatrick كه مبتلا به سرطان است و از اين موضوع سخت ناراحت. تصوير زیر ساعاتي قبل از عروسي و در حالي كه نيك (نامزد كتي) منتظر اتمام مداواي روزانه كتي است در 11 ژانويه 2005 گرفته شده است

با وجود درد و توقف عملكرد ارگانهاي بدن، كتي به همراه دريافت مقادير زيادي مورفين براي كاهش درد، تمام جزئيات عروسي را انجام ميدهد. لباس كتي چند بار تغيير سايز داده چون وي در اين مدت بر اثر بيماري به شدت كاهش وزن داشته است

يكي از وسايل غير معمول عروس در اين عروسي، مخزن اكسيژني بود كه كتي مجبور بود در تمام مدت آنرا با خود حمل كند. طرف ديگر عكس والدين نيك نامزد 23 ساله كتي هستند كه پسرشان را در ازدواج با معشوقه دوران دبيرستانش همراهي ميكنند

كتي در روي صندلي چرخ دار و كپسول اكسيژن به ترانه دوستانش گوش ميدهد

كتي در حالي ازدواج كرد كه خود و دوستانش ميدانستند زمان زيادي زنده نخواهد ماند اما همه تلاش كردند تا در روزهاي پاياني عمر كتي خاطره اي خوش براي وي به جا بگذارند

هنگام پذيرايي كتي مجبور شد چند بار براي مدت طولاني استراحت كند زيرا درد شديد هر از چند گاهي به سراغ وي مي آمد

كتي 5 روز بعد از ازدواج فوت كرد. مشاهده اين دختر رنجور به همراه لبخندي كه در صورت دارد ما را به فكر ميبرد

مهم نيست اين لبخند چقدر به طول مي انجامد ....
مهم اينست كه سخت نگيريم اما ما سخت میگیریم و عزیز ترین کسانمان را سخت میرنجانیم

آرزوی عشق ابدی برای شما

 دوست دارم عشقم


نوشته شده توسط عاشق تنها در جمعه 11 اسفند 1391

و ساعت 22:28


میخواهمت عشق من


می مانی و شبها پرستاره میشود

می آیی و زندگی عاشقانه میشود

میباری و همه جا تازه میشود

می تابی و دلم بیشتر عاشقت میشود

با تو بودن تکرار میشود

این تکرارها باز هم تکرار میشود

و

دنیا که تو باشی از آن میشود

تو هستی و دلم به تو خوش است

تو می مانی همین برایم کافیست

آسمان چشمانم همیشه به رنگ آبیست

میخواهمت ، میخواهمت ای تمام بود و نبودم

تو کجا بودی لحظه هایی که در پی تو بودم

تو کجا بودی لحظه ای که در آرزوی داشتن یکی مثل تو بودم

میخواهمت تا ابد ، این احساسم همیشه در دلت بماند!

نیامده ام که بی وفا باشم ، آمده ام که با تمام وجودم عاشقت باشم

همانگونه که اینک دیوانه ات هستم

مثل این است که عمریست گرفتار تو هستم

می مانی و شبها پر ستاره میشود

می آیی و زندگی ام از این رو به آن رو میشود

میدانی که هیچکس مثل من اینگونه عاشقت نمیشود

میدانی که هیچکس مثل من درگیر تو نمیشود

میخوانمت و دلم هوس فریاد میکند

فریاد نام تو همراه با احساسی در اعماق قلب من


حسی که به آن شک ندارم ، دوستت دارم عشق من 

M


نوشته شده توسط عاشق تنها در جمعه 11 اسفند 1391

و ساعت 22:20


در انتظار تو


من و تو هستیم و بینمان فاصله

زودتر نمیگذرد این ثانیه های بی حوصله

همچنان باید بی قرار باشیم ، تا کی باید خیره به عکسهای هم باشیم!

بیش از این انتظار مرا میسوزاند، دلخوشی فرداست که 

تمام حسرتها و غمها را بر دلم میپوشاند


تو  در این فاصله میسوزی و من از سوختنت خاکستر میشوم

تو اشک میریزی و من در اشکهایت غرق میشوم

تو نمی تابی و من در تاریکی محو میشوم

تو از انتظار خسته ای و من به انتظار آمدنت دست به دعا میشوم!

انگار عقربه های ساعت هم از انتظار خسته اند ، نشسته اند و حرکت نمیکنند

چرا نمیگذرد ، تا برسد آن روز


در خواب میبینم تو را ،ستاره ها که می آیند ، نمیدانم، میدانند حال من و تو را

روزها شبیه هم است ، امشب نیز مثل دیشب است

امروز خیره به ساعت بودم ، دیروز با ثانیه ها هماهنگ بودم

دیشب خواب دیدم سرم بر روی شانه هایت است ، امروز در فکر خواب دیشب بودم

به انتظارت مینشینم ، انتظار هم پایان نیابد ، میروم به سوی پایانش

تا نزدیک شوم به تو ، در کنارت خیره شوم به چشمانت تا بگویم خیلی دوستت دارم


نوشته شده توسط عاشق تنها در پنج شنبه 10 اسفند 1391

و ساعت 15:30


زندگی من با تو ...


میدانستم عاشق بارانی

آنقدر اشک ریختم تا خورشید بتابد بر روی سیل اشکهایم

تا اشکهایم ابر شود و باران ببارد

این اشکهای من است که بر روی تو میبارد

آسمان با دیدن چشمهای من می نالد

عشق همین است و راه آن نفسگیر

باز هم میخواهم عشق را با تمام دردهایش

دردهایی که درد نیست  چون دوایش تویی

خیالی نیست دلتنگی ها و بی قراری هایش، چون چاره اش تویی

عزیز من تویی ، در راز و نیازهایم تنها تویی

با تو بودن یعنی همین

یعنی من عاشقم بیشتر از تمام عشقهای روی زمین

عزیزم خیلی دوستت دارم ، تنها همین احساس است که در دل دارم

این کلام جاودانه را از من بپذیر ، در روزی که قلبم درونش غوغاست

این احساس صادقانه را از من بپذیر ، در روزی که حال من حال خودم نیست

همیشه میترسیدم تو را از دست بدهم

میترسیدم رهایم کنی ، مرا تنها بگذاری

اما .... تو آنقدر خوبی ، که به عشق و دوست داشتن وفاداری

که حتی یک لحظه نیز فکر نبودنت را نمیکنم


همین مرا خوشحال میکند ، همین مرا به عشق همیشه داشتنت امیدوارم میکند


انگار که عشق تو جایگاهی جاودانه است ، دنیا هم خراب شود


عشق تو سرپناهی بی انتها برای من است

همین مرا آرام میکند ، همین مرا به شوق همیشه داشتنت عاشق انتظار میکند

از خوبی های تو نمیتوان گذشت تو لایق بهترینی

یک روز زیبا با تو میگذرد و یک شب پر ستاره میرسد

وای که شبها با تو چه رویاهایی دارم

وقتی شب میرسد به یادت چه  حالی دارم ، نمیخوابم ، به یادت بیدار میمانم

تا سحر فرا رسد و دوباره تو را ببینم ، این است زندگی من با تو ، که همیشه من همینم

این شده زندگی من که روز و شبم شدی تو

لحظه به لحظه تمام فکر و ذکرم شدی تو

حتی اگر لحظه ای میخوابم در خوابم میبینم تو را

بگذار اینگونه بگویم که من ، بدون تو نمیخواهم زندگی را

دوستدارم عزیزم


نوشته شده توسط عاشق تنها در پنج شنبه 9 اسفند 1391

و ساعت 14:29


وقتی تو باشی


وقتی تو باشی ، زندگی برایم زیباست ، عاشقی برایم بامعناست !

وقتی تو باشی ، قلبم بی آرزوست ای تنها آرزوی من در لحظه های تنهایی !

وقتی تو عزیز دلم باشی ، همدمم باشی ، سرپناهم باشی ، طلوع آفتاب برایم آغاز یک

روز پرخاطره دیگر با تو است عزیزم !

تو هستی ، برای من هستی ، تا آخرش همه هستی ام هستی ، حالا من هستم و یک

عشق پاک در قلبم !

وقتی تو باشی ، عشق در وجودم همیشه زنده است ، میتپد قلبم تنها برای تو ، میگذرد

لحظه ها به یاد تو و می ماند برای همیشه یک عشق جاودانه در قلبهایمان !

وقتی تو گل من باشی ، باغچه خشک قلبم بهاری میشود ، این دل از عطر و بوی تو پر

از محبت و صفا میشود !

وقتی تو عشق من باشی ، این چشمها برای دیدن تو بی قرار و بی تاب میشود ، حضور

تو در کنارم تنها آرزویم میشود !

وقتی تو همدمم باشی ، دیگر تنهایی با من بیگانه میشود ، غم و غصه های دنیا در قلبم

فراری میشوند !


تو باش ، عزیز دلم باش ، عشقم باش ، دنیا برایمان بهشت همیشگی میشود !

وقتی تو باشی ، وقتی تو همه زندگی ام باشی ، این دل فدای قلب مهربانت میشود

چشمهایم همیشه منتظر دیدن چهره ماهت میشود !

وقتی تو باشی ، من نیز هستم ، زیرا تو درون قلبم هستی !

پس با من باش ای عشق جاودانه ام ، بیا تا با هم بخوانیم ترانه عاشقانه ام را ، که برای

تو سروده ام ای تو که بی تو بودن برایم به معنای خواب همیشگیست !

وقتی تو باشی .........

عاشقتم

 

 


نوشته شده توسط عاشق تنها در سه شنبه 8 اسفند 1391

و ساعت 23:25


باور کن که دوستت دارم


ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم دوستت دارم

ای امید و آرزوی من ، دنیای من دوستت دارم

ای تو به زیبایی یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دارم

ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام دوستت دارم

ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم دوستت دارم

ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم


ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم

دوستت دارم و خواهم داشت ای که تو لایق این دوست داشتنی

عاشقت می مانم و خواهم ماند ای که تو لیلی این دل دیوانه ای

به خاطرت جانم را ، زندگی ام را ، فدایت می کنم ، نثارت میکنم

دوستت دارم که چشمهایم را قربانی نگاهت میکنم


اگر می گویم که دوستت دارم از ته دلم می گویم ، از تمام وجودم می گویم

باور کنی ، باور نکنی یک کلام ! دوستت دارم

بخدا دوستدارم عشقم فدات

M


نوشته شده توسط عاشق تنها در دو شنبه 7 اسفند 1391

و ساعت 23:3


همه هستی ام تویی

عزیز دلم تویی ، مهربانم ، همه هستی ام تویی !

عشق من تویی ، گل من ، همه زندگی ام تویی !

تویی زیباترین گل در  میان تمام گلها در گلستان باغ زندگی

تویی درخشانترین ستاره در میان تمام کهکشانها در آسمان زندگی

همدم من تویی ، بهترینم ، شیرینی لحظه هایم تویی !

همنفسم تویی ، زیباترینم ، فرشته قلبم تویی !

تویی لایق یک قلب بی ریا مثل قلب پاکت ...


تویی سرچشمه همه خوبیها مثل قلبت که مانند دریاییست پر از محبت و مهربانی !

همسفرمن تویی ، ای همیشه ماندنی ، آرزوی همیشه من تویی !

همزبان من تویی ، ای تو که با درد دلهای عاشقانه ات مرا به رویاها میبری !

همسفر با من بمان ، تنها نگذار مرا !

اسیر کن مرا در قلبت ، هیچگاه رها نکن مرا !


همسفر مرا دوست داشته باش ، عاشقم کن ، در حسرت عشقت نگذار مرا !

عزیز دلم تویی ، فدای قلب مهربانت ، همه هستی ام تویی !

همسفر ، همنفست دلش همیشه با تو است ، همنفس ، همسفرت تا آخر راه زندگی

با تو است !

ای همیشه یارم تویی عشق ماندگارم ...

عزیز دلم تویی ، گل من ، همه زندگی ام تویی !

همیشه کنارتم عزیز دلم


نوشته شده توسط عاشق تنها در یک شنبه 6 اسفند 1391

و ساعت 22:57


گل صداقت


 

شاهزاده با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند.

وقتی خدمتکار پیر قصر ماجرا را شنید بشدت غمگین شد، چون دختر او مخفیانه عاشق شاهزاده بود،

 

دخترش گفت او هم به آن مهمانی خواهد رفت.

مادر گفت: تو شانسی نداری نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا.

دختر جواب داد : می دانم هرگز مرا انتخاب نمی کند ، اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم.

روز موعود فرا رسید و شاهزاده به دختران گفت : به هر یک از شما دانه ای میدهم،

کسی که بتواند در عرض شش ماه زیباترین گل را برای من بیاورد…

ملکه آینده چین می شود.

 

دختر پیرزن هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت.

سه ماه گذشت و هیچ گلی سبز نشد ، دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه

 

گلکاری را به او آموختند، اما بی نتیجه بود ، گلی نرویید .

روز ملاقات فرا رسید ،دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار

زیبایی به رنگها و شکلهای مختلف در گلدان های خود داشتند .

لحظه موعود فرا رسید.


شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آینده او خواهد بود.

همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است.

شاهزاده توضیح داد : این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسری امپراتور می کند :

 

 گل صداقت

همه دانه هایی که به شما دادم عقیم بودند ، امکان نداشت گلی از آنها سبز شود!


نوشته شده توسط عاشق تنها در شنبه 5 اسفند 1391

و ساعت 20:51


اعتراف عاشقانه


آنقدر خوبی که در یک لحظه عاشقت شدم ، عشق را با تمام وجود احساس کردم

و

اسیر قلب وفادارت شدم !

آنقدر مهر و محبت در دلت است که باور کردم مثل تو هیچکس در این دنیا نیست !

معنای وفا را برای بی وفایان معنا کردی و ثابت کردی که چقدر به عشقمان وفاداری !

یک آغاز دیگر با قلب پر احساس تو ، آغاز راه خوشبختی با تو ای همسفرم ، چقدر زیباست

و چقدر رویاییست !

آنقدر ساده و بی ریایی که مهرت در همان لحظه اول به دلم نشست !

مهرت مثل یک شبنم بر روی گل ، مثل بوسه ای از سوی تو ، چه عاشقانه به دلم نشست !

آغازی که گویا هیچگاه پایانی نخواهد داشت ، احساس نمیکنم لحظه تلخ جدایی را !

تو بهترینی ای مهربان ، تو برترینی در میان همه عاشقان !

این زندگی تا آخرش با تو بهار است ، این قلب بی طاقتم تا آخرش برای قلب پاکت است !

آنقدر برایم عزیزی که این دلم لحظه به لحظه آرزویش در کنار تو بودن است عزیزم

 دلم میخواهد آن لحظه که در کنارمی برایم با آن صدای مهربانت ، درد  دل های

 عاشقانه ات را بگویی و من نگاه به چشمهای مهربانت کنم و گوش کنم به

حرفهای شیرینت ، دستانت را بفشارم و بگویم که خیلی دوستت دارم !

چه زیباست آن لحظه که سکوت فضای عاشقانه ما را فرا میگیرد

لحظه ای

 که تو به چشمهایم خیره میشوی و من نیز با

صدای آهسته میگویم دوستت دارم و سکوت را با این کلام مقدس میشکنم !

اگر بگویم تا آخرش با تو هستم ، اگر بگویم که هیچگاه تو را تنها نمیگذارم باور میکنی ؟

باورش خیلی سخت است ، در این زمانه که دلهای بی وفا فراوان است

 اما تو ای همیشه ماندنی باور کن که  با تو میمانم تا آخر راه زندگی !

اگر بگویم جز تو هیچکس را در زندگی ام ندارم ، اگر اعتراف کنم که تنها

 تو را در قلبم دارم باور میکنی که من چقدر تو را دوست دارم ؟

باور کردنش سخت است اما امتحان آن مجانیست ،  قلبم را از سینه بیرون می آورم

 تا باور کنی که تنها تو درون آن هستی اما بعد از آن قرار ما بر سر مزار من است !

پس میخواهی باور کن ، میخواهی باور نکن اما به عشق پاکمان قسم باور کن که

 خیلی دوستت دارم ..... خیلی دوستت دارم .... خیلی دوستت دارم ....

 

عزیزم

M

 


نوشته شده توسط عاشق تنها در جمعه 4 اسفند 1391

و ساعت 21:57


بهترینم


تو آمدی و بهار زندگی ام فرا رسید

تو آمدی و کویر دلم ، تبدیل به دریایی از عشق و محبت شد

آمدی و خوشبختی را با خود بهمراه آوردی

تو همانی که من میخواستم ، تو همان آرزوی منی ای آرزوی من

با ورود تو به قلبم خوشبختی در زندگی ام تضمین شد و فرداها را

در کنار تو زیبا می بینم و می دانم با تو زندگی ام پر از

خاطره های شیرین و ماندگار خواهد بو
د

دستان گرمت را به من بده ، سرت را بر روی شانه هایم بگذار

و درد دلهای عاشقانه ات رادر گوشم زمزمه کن ای عشق من

می خواهم با تو همان مرد خوشبخت باشم ، همانی که برای

 رسیدن به تو خودش را به آب و آتش زده

اینک که تو را یافتم دیگر به جز خوشبختی مان هیچ آرزویی

 را از خدای خویش ندارم، ای تک ستاره آسمان تاریک قلبم خیلی دوستت دارم و

میخواهم تا آخرین لحظه نفسهایم تو راعاشقانه دوست داشته باشم

 و

به تو عشق بورزم و با عشق تو زندگی کنم

تو آمدی و به من نیروی عشق دادی تا با این نیرویی که

در وجودم است عاشقانه با تو زندگی کنم و به عشق تو در مقابل

 سختی ها و مشکلات زندگی بایستم

دوستت دارم ای تو که خزان سرد و بی روح دلم را تبدیل

 به بهار سبز عاشقی کردی عزیزم

ازمجنون قصه ها نیز دیوانه ترم


این قلب کوچک و پر از درد من فدای تو ، این قلب من بی ارزش است جانم فدایت

می خواهم با گرمی آن قلب عاشقت در این دنیای سرد زندگی کنم و به تو و عشق تو

افتخار کنم ... خوشبختم چون در کنار تو هستم ، امیدوارم به فرداها چون در قلب مهربان

تو هستم و زندگی ام را بیشتر از همیشه زیبا می بینم

 چون تو همان زندگی منی ای بهترینم

بیشتر از همه چیز و همه کس دوستت دارم و بعد از

 خدای خویش تو را می پرستم و عاشقانه از ته قلبم ، با صداقت

و یکرنگی و یکدلی فریاد میزنم

 

ای بهترینم خیلی دوستت دارم

 تا ابد و تا زمانی که خون در رگهایم جاری است با تو می مانم


نوشته شده توسط در پنج شنبه 3 اسفند 1391

و ساعت 13:4


قله عشق


مثل دیروز ، بیشتر از امروز دوستت دارم

نمیدانم فردا چه میشود ، اما فردا نیز بیشتر از امروز دوستت دارم

به امید فردا ننشسته ام زیرا امروز که با توام دیگر به فردا نیازی ندارم

امروز را میخواهم ، زیرا تو  در کنار منی ، من که همیشه گفته ام تو تا ابد مال منی

هنوز باور نداری که دنیای منی ، هنوز نمیخواهی بفهمی که تنها عشق منی

کور شوند چشمهایم اگر جز تو به کسی دیگر نگاه کنند

بشکند قلبم اگرجز تو برای کسی دیگر فدا شود ، نمیخواهم زندگی ام تباه شود

اینجا دیگر با تو آغاز یک زندگیست ، قلب من بی حضور تو پر از آشفتگیست

بیشتر از دیروز دلتنگت هستم و بیشتر از همیشه آرزوی من در کنار تو بودن است

راز خوشبختی همیشه با تو بودن است ، خوشبختم از اینکه تو را دارم

با تو بودن بهانه ایست برای نفس کشیدنم ، بی تو بودن یک سقوط است 

از قله خوشبختی ام

من که همیشه به عشق تو صعود میکنم به قله های خوشبختی

و

فتح میکنم قله عشق را

مثل دیروز ، بیشتر از امروز ، دوستت دارم

اگر فردا نیز زنده بمانم ، برایت میمیرم .... 

خیلی دوستدارم عزیزم

همیشه کنارتم

عاشق تنها


نوشته شده توسط کوه بی غم در پنج شنبه 2 اسفند 1391

و ساعت 13:2


هيچ كس


داستان عاشقانه


ادامه مطلب

نوشته شده توسط کوه بی غم در پنج شنبه 1 اسفند 1391

و ساعت 12:59


♥ تو اولین و آخرینی ♥


خسته ام از نوشتن کلام عشق
 
خسته ام از عشق نوشتن

اگر نیز گهگاهی می نویسم به خاطر وجود تو است نازنینم

اگر عشق برایم ذره ای معنا دارد  و  اگر ذره ای از احساس آن در وجودم
 
 باقی مانده است به خاطر وجود تو است ای بهترینم

تو نباشی همان یک ذره عشق نیز در وجودم نخواهد بود!

دیگر عشق برایم هیچ معنایی نخواهد داشت

اگر مینویسم از عشق ، بدان که تنها از تو و از عشق تو می نویسم
 
مینویسم که تو بهترینی ... مینویسم که تو لایق ترینی

مینویسم تا بخوانی و به خودت افتخار کنی
 
افتخار کنی که مانند تو کسی نیست !

مثل تو کسی عاشق نیست ، به پاکی و نجابت تو کسی در این دنیا پیدا نخواهد شد !

تو پاکترینی ، تو بهترینی ای نازنینم
 
تا زمانی که تو برای من باشی ، عشق من باشی خواهم نوشت
 
تمام این احساسات عاشقانه که در این دفتر عشق میخوانی

 برای تو و به خاطر وجود تو هست

اگر اینهمه احساسات زیبا در وجود من است ، به خاطر تو هست

و

 همه آنها را مدیون تو هستم عزیزم
 
میدانم که بعد از تو دیگر تنهایم و عشقی را نخواهم یافت زیرا عشق

 واقعی در این زمانه دیگر نیست  و  اگر هنوز کلامی از عشق
 
 در این دنیاست آن عشق و آن کلام مقدس تویی !

و افتخار میکنم به خودم که همان یک عاشق واقعی در این دنیا نیز عشق من است !

عزیزم تو را خیلی دوست میدارم

ای اولین و آخرین عشق در این دنیا تو را می پرستم و دیوانه وار عاشقت هستم

 

بخاطر عشقم ام


نوشته شده توسط عاشق تنها در پنج شنبه 30 بهمن 1391

و ساعت 12:55


دوست دارم عشق من

وقتي کسي رو دوست داري قدم زدن با اون زير بارون زيباترين لحظات زندگيت رو مي سازه

وقتي کسي رو دوست داري از اسارت خودت تو قلب اون لذت مي بري

وقتي کسي رو دوست داري حاضر نيستي حتي براي يک لحظه به کس ديگه اي فکر کني

وقتي کسي رو دوست داري حاضري به خاطر اون غرورت رو زير پات بذاري

وقتي کسي رو دوست داري دنبال بهانه هستي تا براش کاري بکني

وقتي کسي رو دوست داري قلبت از عشق اون اشباع نميشه

وقتي کسي رو دوست داري حتي صداي قدم هاي اون رو مي شناسي

وقتي کسي رو دوست داري اون خورشيد هست و تو گياه که به درخشش اون نياز داري

وقتي کسي رو دوست داري آرزو مي کني هر روز و هر لحظه کلمه ي دوستت دارم رو از زبونش بشنوي

وقتي کسي رو دوست داري همه جا حضورش رو در کنار خودت حس مي کني

وقتي کسي رو دوست داري ....

راستي که دوست داشتن چه قدر زيباست


 دوست دارم كوه بي غم


نوشته شده توسط عاشق تنها در پنج شنبه 29 بهمن 1391

و ساعت 12:54


آغوش تو

آغوش تو گناه نیست

من در آغوش تو آرامش یافته ام

که هیچ گناهی با آرامش مانوس نیست

آغوش تو گناه نیست

من در آغوش تو امنیت را احساس کرده ام

که در هیچ گناهی امنیت محسوس نیست

آغوش تو گناه نیست

من در آغوش تو تمام زیبایی را لمس کرده ام

که در هیچ گناهی زیبایی ملموس نیست

پس امانم بده

که تا ابد در دل این زیبایی


بخاطر عشقم (M)


نوشته شده توسط عاشق تنها در پنج شنبه 28 بهمن 1391

و ساعت 12:52


مراحل تکامل عشق


عشـق مـیـان دو فـرد طــی چنـــدین مرحله متفاوت تکامل می یـابد که به مـنـظور بــقای عشق هر کدام ازاین مراحل اهمیت خاص خود را دارا میباشد

ادامه مطلب رو حتما بخونید


ادامه مطلب

نوشته شده توسط عاشق تنها در پنج شنبه 27 بهمن 1391

و ساعت 12:51


برای تو مینویسم

من امروز به تو نياز دارم نه فردا

ديدگانم براي اين آمده اند تا تو را تماشا كنند

لبانم براي اين آمده اند تا نام تو را فرياد كنند

دستهايم براي اين آمده اند تا به دور تو حلقه شوند

گامهايم براي اين آمده اند كه به سوي تو بشتابند

قلب من براي اين آمده است كه تو رو بستايد.

دل من براي اين آمده است كه تو را در خود بنشاند

جان من براي اين آمده است كه به پاي تو قربان شود

براي تو مي نويسم

به جاي دسته گل بزرگي كه فردا بر قبرم نثار مي كني

 

تقديم به عشقم M

 


نوشته شده توسط عاشق تنها در پنج شنبه 26 بهمن 1391

و ساعت 11:43


پرسید چقدر مرا دوست داری ؟


 

پرسید چقدر مرا دوست داری ؟

سکوتی گفتم : دوستت دارم به آن اندازه ای که عاشقتم

 

عاشق یک عشق واقعی ، عاشق تو

 

عاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری می کند

به عشق این لحظه های انتظار  دوستت دارم

به اندازه ی تمام لحظات زندگیم تا آخر عمر عاشقتم

به عشق اینکه تو را تا آخرین نفس دارم دوستت دارم

به عشق اینکه گاهی با تو و  گهگاهی به یاد تو ، در زیر باران قدم میزنم

عاشق بارانم

به عشق آمدن باران و به اندازه ی تمام قطره های باران دوستت دارم

  به عشق تو به آسمان پر ستاره خیره می شوم

به اندازه ی تمام ستاره های آسمان دوستت دارم

به عشق دیدنت بی قرارم 

  حالا که تو را دارم هیچ غمی جز غم دلتنگی ات در دل ندارم

به اندازه ی تمام لحظات بی قراری و دلتنگی دوستت دارم

من که عاشق چشم هایت هستم ، عاشق گرفتن دست های مهربانت هستم

 به عشق آن چشم های زیبایت  دوستت دارم
 
لحظه های عاشقی با تو چقدر شیرین است

آن گاه که با تو هستم یک لحظه تنها ماندن نفس گیر است

به شیرینی لحظه های عاشقی دوستت دارم

من که تنها تو را دارم ، از تمام دار دنیا فقط  تو را می خواهم

تو تنها آرزویم هستی

به اندازه ی تمام آرزو هایم که تنها تویی

به اندازه ی دنیا که می خواهم دنیا نباشد و تنها تو برای من باشی

به اندازه ی همان تنهایی که یا تنها با تو هستم

و

یا تنها به یاد تو هستم . ای عشق من

ای بهترینم  به عشق تمام این عشق ها  دوستت دارم

پرسیدم : به جواب این سوال رسیدی ؟

این بار او سکوت کرد

و

این بار او با چشم های خیسش به چشم هایم خیره شد

اشک هایش را پاک کردم و این سکوت عاشقانه هم چنان ادامه داشت

و

من باز هم گفتم : به اندازه ی وسعت این سکوت عاشقانه که بین ما برپاست

تقديم به عشقم


نوشته شده توسط عاشق تنها در پنج شنبه 25 بهمن 1391

و ساعت 11:40


به هوای تو


پنجره را باز میکنم

طلوع را میبینم و غروب غمها را فراموش میکنم

از اینکه در قلبم هستی و عشق منی افتخار میکنم

دلم برایت تنگ شده عزیزم ، این را اعتراف میکنم

به دور دستها نگاه میکنم

قلبم تند تند میتپد ، اسمت را زیر لب صدا میکنم

تو عشق منی و من خوشبخترینم

تا لحظه ای که نفس میکشم ، همینم

عاشقی که عشق را باور کرده

و 

در این زمانه ای که پر از دروغ و نیرنگ است با تو عاشقانه آغاز کرده

آغازی که پایانی نخواهد داشت ، زمانی بود که قلبم تنها ، غمها را درونش داشت

غم رفت و جای آن تو را گرفت ، از آن لحظه که آمدی تا حالا

چشمانم بهانه ی تو را گرفت

حالا تو هستی و عشق هست و دل عاشق من

تو سرچشمه ی عشقی در قلب من

پنجره را باز میکنم

طلوع را میبینم و به هوای تو در آسمان عشق پرواز میکنم

دوستدارم عشقم

 


نوشته شده توسط عاشق تنها در پنج شنبه 24 بهمن 1391

و ساعت 11:37


داراو سارا

اين يکي از داستان هاي عشقي، تلخ و شيرين است 

ادامه مطلب رو حتما بخونید


ادامه مطلب

نوشته شده توسط عاشق تنها در چهار شنبه 23 بهمن 1391

و ساعت 15:12


دوستت میدارم

 مینویسم از تو .... از تو ای شاد ترین .... تازه ترین نغمه عشق

تو که سر سبز ترین منظره ای .... تو که سرشار ترین عاطفه را

نزد تو پیدا کردم .... وتو سنگ صبورم بودی

در تمام لحظاتی که خدا .... شاهد غصه و اندوهم بود

به تو می اندیشم .... و به تو میبالم .... و از تو میگیرم .... هرچه انگیزه درونم دارم

بهترین آرامش .... برترین خواهش و احساس نیاز .... در دلم می جوشد

روزها می گذرد .... عشق ما رو به خدایی شدن است

رو به برتر شدن از هر حسی .... که در این عالم خاکی پیداست

دوستت میدارم .... از زمین تا به خدا

دوستت میدارم .... ازهمین نقطه خاکی تا به عرش

دوست دارم عشق خودم


نوشته شده توسط عاشق تنها در یک شنبه 22 بهمن 1391

و ساعت 16:30


تویی همه زندگی ام


 


 

با آمدنت به زندگی ام معنا دادی ، تو یک مروارید پنهان در سینه ات را به من دادی

تا قلبم با تو به وسعت یک دریای بی انتهای پر از عشق و محبت برسد

با آمدنت به من نفسی دوباره دادی تا در ساحل قلبم

آرامش زندگی ام را مدیون امواج مهربان تو باشم

با آمدنت غروب به آسمان غمگین دلم لبخند زد

 

 

 

 

و

 خورشید امیدها و آرزوهایم طلوع کرد

با آمدنت ساز زندگی ام چه عاشقانه مینوازد شعر با تو بودن را

شعری که اولش عطر نفسهای تو را میدهد و آخرش طعم نفسهایت را

حالا میفهمم عشق چقدر زیباست

حالا میدانم که عاشقترینم و میدانم با تو چقدر زندگی زیباست

با آمدنت چشمهایم را بستم و در قلبم با چشمهایت عهد بستم که همیشه مال توام

همانگونه که میخواهی مال تو میشوم

از آغاز جاده تا پایانش همراه تو باشم ، تا در نفسهای عاشقی ، هوای پاک تو باشم

تو همانی که میخواستم ، میخواهم من نیز همانی که تو میخواهی باشم

با آمدنت بی نیازم از همه چیز و همه کس

 تنها تو را ، تنها عشق تو را میخواهم و بس !

تو را میخواهم که با آمدنت دلم را سپردم به چشمانت

تا با طلوع چشمان زیبایت سرزمین دلم از نور برق چشمانت روشن شود

تا در این روشنی به سوی تو پرواز کنم و بگویم خوشحالم از آمدنت

با آمدنت اینگونه شد راز زندگی ام ، اینگونه شد که تو شدی همراز زندگی ام

و با تو ای همراز زندگی اینگونه آخرش شدی همه زندگی ام

عاشقتم همه زندگی ام

 


نوشته شده توسط عاشق تنها در یک شنبه 21 بهمن 1391

و ساعت 16:28


قاصدك

 

عشق یعنی حس خوبی که قاصدک داره

وقتی که باد اونو در آغوش میگیره

 

و

با خودش به هر طرف میبره

آهای قاصدک !

به باد بگو تا منو هم با خودش ببره

شاید در دوردستی غریب

چشمام روی زیباشو ببینه

آهای قاصدک !

اگه اونو دیدی بهش بگو که من هنوز چشم به راه اون نشسته ام.


نوشته شده توسط عاشق تنها در یک شنبه 20 بهمن 1391

و ساعت 16:26


دوستت دارم عشق همیشگیم

 

اسیرم در قلب مهربانت برای همیشه و تا ابد

 

یک کلام ، تا ابد از ته دل دوستت دارم عزیزم

 

مرا تنها نگذار ، با من باش و با یکدلی و یکرنگی دوستم داشته باش

 

خیلی دوستت دارم بیشتر از آنچه که تصور میکنی

 

از تمام دار و ندارم در این دنیا یک دل داشتم آن هم به تو تقدیم کرده ام

 

این دل شکسته ام برای توست و به عشق بودن تو زنده است

 

لحظه به لحظه نام تو را زیر لب زمزمه میکنم ، لحظه طلوع

 

 تا غروب خورشید و لحظه غروب تا سحرگاه فردا دلتنگ تو

 

 هستم و در انتظار دیداری دوباره با تو

 

تو تمام هستی منی ، با سرنوشت می جنگم تا به تو برسم ای هستی من

 

به من محبت و عشق برسان که تنها امیدم به این زندگی تنها عشق توست

 

همه عشقم ، همه هستی ام ، همه وجودم ، عطر نفسهایم

 

 همه و همه برای توست

 

سرت را بر روی شانه هایم بگذار و برایم درد دلهایت را در گوشم زمزمه کن

 

شانه هایت را برای همیشه و تا ابد میخواهم ، بگذار من نیز سرم را بر روی آن

 

 بگذارم و برایت از این قلب عاشقم بگویم

 

دلم همیشه در جستجوی تو بوده است و همیشه آرزو داشتم

 

 عاشق قلب مهربان تو باشم و در قلب مهربان و عاشقی مثل تو اسیر شوم

 

اینک که تو را یافتم دیگر هیچ آرزویی از خدای خویش ندارم زیرا تو همان

 

آرزوی منی ای نازنینم !

 

باور داشته باش که بدون تو این زندگی برای من به معنای زنده بودن نیست

 

شاید زمانی که بعد از تو از این دنیا بروم ، باور کنی که زندگی بدون تو را

 

نمیخواهم و حتی یک لحظه هم طاقت بدون تو نفس کشیدن را ندارم !

 

با تو نفس کشیدن برای من شیرین است ، با تو زندگی کردن برایم

 

 به معنای خوشبختی است ، با تو بودن برایم همان لحظه رویایی است

 

پس با من باش ، با من زندگی کن ، و با من بمان تا من نیز با تو عاشقانه

 

بمانم و لحظه به لحظه ، عاشقانه تر از همیشه از ته دلم بگویم

خیلی دوستت دارم عزیزم


نوشته شده توسط عاشق تنها در یک شنبه 19 بهمن 1391

و ساعت 16:24


مجنون توام


تو عشق منی و من در قلب تو هستم

این اولین و آخرین بار بود که عهد عشق را با یک نفر بستم

تو نبودی ، زیر باران ، لحظه غروب  همیشه و همه جا به انتظار تو نشستم

تا تو بیایی و عشق رویاهایم را ببینم ، تا در حسرت داشتن تو نمیرم !

مثل پرنده اسیر نکردم تو را در قفس دلم

مثل همان پرنده رهایت کردم در آسمان آبی دلم

تا پرواز کنی و من تو را ببینم

هنوز هم عاشق همیم با اینکه تو در آسمانی و من بر روی زمینم !

به داشتنت عادت نکرده ام ، میدانم تو همیشه هستی ، مثل من که مجنونم

دیوانه ام هستی ، مثل من که عاشقم ، عهد عشق را با من بستی

مثل من از دلتنگی ، میبینم که در گوشه ای با چشمهای خیس نشستی

فدای اشکهایت شوم ، نبینم چشمهای خیست را که من با دیدنش از دنیا هم دلگیر میشوم !

تو با احساستر  از احساسات منی که اینک احساساتم اینهمه زیبا شده

تو چه هستی که با داشتنت  اینک دلم مثل یک دریا شده

دریایی پر از احساسات عاشقانه به تو

دریای بی انتهای دلم برای تو

تا هر کجایش که دوستی داری برو

تو نفس منی و جان منی و زندگی من ، دور نشو از کنارم که بدجور میگیرد دل من

قلبت درگیر آرزوهایم، داشتنت شبیه رویاهایم نمیخواهم تو نیزبیپوندی به خاطره هایم

همیشه برایم حقیقت بمان ، حقیقت هم نمی مانی همان رویا باقی بمان

تا به شوق این حقیقت و عشق این رویا زندگی کنم

دوستدارم عزیزم وفادارم تا ابد


نوشته شده توسط عاشق تنها در چهار شنبه 18 بهمن 1391

و ساعت 23:36


بامن باش


 

اینک که تو در کنارم نیستی درد دلم را به چه کسی بگویم ؟

دلم در حسرت دیدار با تو است ، دیداری که شاید دلم دوباره امیدوار به زندگی شود

تو ای تمام هستی ام بدان که دیدن تو برایم تبدیل به یک خواب و رویا شده است

شاید دوباره و یا شاید هرگز !

به امید دیدن دوباره تو به انتظار نشسته ام و دلم را به فردای با هم بودنمان

 خوش کرده ام ..... اگر زنده ام به امید رسیدن به تو زنده ام

ای هوای زنده بودنم شعار است که میگویم ستاره ها را از آسمان برایت میچینم

 و یا خورشید را با شبهایت آشتی میدهم ، شعار است که میگویم به اندازه یک دریا

برای تو اشک ریختم اما این که میگویم بدون تو حتی یک لحظه هم نمیتوانم

 زندگی کنم شعار نیست !

یک حقیقت تلخ است که شاید باور کردنش برای آنان که طعم عشق را نچشیده اند

سخت و دشوار باشد . اما من یک دیوانه ام ، من همانی هستم که دل به دریا زده ام

 

دل به دریایی که یا در آن غرق میشوم یا با تو به ساحل خوشبختی ها میرسم

حالا که با تو در این دریایی که هر لحظه ممکن است طوفانی شود همسفر شده ام

 بیا تو برای من قایقی شو و من برای تو یک مجنون !
 
به من محبت برسان که دلم مثل یک کویر شده است که در حسرت یک قطره باران است

وقتی تو نیستی انگار من نیز نیستم ، تو که باشی من هستم

و تو هستی و یک دنیا خوشبختی !

دل من یک دل کهنه است ، دلی که بارها زیر پاهای بی وفایان له شده

شکسته شده و بی احساس شده است اما از لحظه اینکه تو را دید دوباره

  یک دل عاشق و پر امید شد ، پس کاری نکن دوباره این دلم شکسته شود

 که اگر این بار شکست دیگر هیچ امیدی به آن نیست !

 با تو زنده ام ، بی تو میمیرم ،  دور از تو پریشانم ، در کنار تو شادابم !
 
پس ای عزیز راه دورم با من باش ، و تا ابد دوستم داشته باش

همیشه کنارتم عشقم دوستدارم بی اندازه عزیزم


نوشته شده توسط عاشق تنها در سه شنبه 17 بهمن 1391

و ساعت 23:12


عاشقتم عزيزم


برای تو زندگی میکنم ، به عشق تو زنده هستم ، اگر نباشی دیگر نیستم

تویی که بودنت به من همه چیز میدهد، هر جا بروی دلم به دنبال تو میرود

عشق تو ، حضور تو ، به من نفس میدهد هوای بودنت

این دیگر اولین و آخرین بار است که دل بستم

نه به انتظار شکستم ، نه منتظر کسی دیگر هستم

تو در قلبمی و تنها نیستی ، تو مال منی و همه زندگی ام هستی

همین که احساس کنم تو را دارم ، قلبم تند تند میتپد

به عشق تو میگذرد روزهای زندگی ام

به عشق تو می تابد خورشید زندگی ام

به عشق تو آن پرنده میخواند آواز زندگی ام

و

این است آغاز زندگی ام ، گذشته ها گذشته ، با تو آغاز کردم و با تو میمیرم

به هوای تو آمدن در این هوای عاشقانه چه دلنشین است

به هوای تو دلتنگ شدن و اشک ریختن کار همیشگی من است

بودنم به عشق بودن تو است ، اگر اینجا نشسته ام به عشق این انتظار است

در انتظار توام ، تا فردا ، تا هر زمان که بخواهی چشم به راه آمدن توام

خسته نمیشود چشمهایم از این انتظار ، میمانم و میمانم از این خزان تا پایان بهار

تا تو بیایی و او که به انتظارش نشستم را ببینم

تا چشمهایت را ببینم و دنیای زیبایم را در آغوش بگیرم

نمیتوان از تو گذشت ، به خدا نمیتوان چشم بر روی چشمهایت بست

بگذار تو را ببینم ، تا آخرین لحظه ، تا آخرین حد نفسهایم

نمیگویم که مرا تنها نگذار ، تو در قلبمی و هیچگاه تنها نمیمانم ، نمیگویم همیشه بمان

 تا زمانی که هستی من نیز میمانم ، اگر روزی بروی ، دنیا را زیر پا میگذارم

نمیگویم تنها تو در قلبمی، نیازی به گفتنش نیست آنگاه که تو همان قلبمی

قلبی که تنها تپشهایش برای تو است

زنده ماندن من به شرط تپشهای این قلب نیست ، به عشق بودن تو است !

دوستدارم عزیزم


نوشته شده توسط عاشق تنها در دو شنبه 16 بهمن 1391

و ساعت 13:27



.:: Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by hasratdore ::.
.:: Design By :
wWw.loxblog.Com ::.




به وبلاگ من خوش آمدید از اینکه وبلاگه من را انتخاب کرده اید بی نهایت سپاسگزارم و ما رو در پر بیننده کردن وبلاگ راهنمایی کنی و اگر از مطالب من خوشتان نیومد بهم بگی تا عوضش کنم این وبلاگ حرف های دلمه خواستم یه جورای بهش بفهمونم که دوستش دارم اما منو باور نکرد و منو تنها گذاشت از خداوند متعال خواستارم هر جای دنیا باشه خوشبخت و در تمامی کاراش موفق باشه من هیچ وقت ناراحت نیستم شاید قسمت اینجوری بود من اینجا باشم اون اونجا




دلتنگی




عاشق تنها
کوه بی غم
كوه درد




تقدیم به تنها عشقم
گیربکس اتوماتیک
ابزار وبلاگ
غرب تهران
خرید لایسنس نود32
فروش
آیسان
ماشالله باختر
درمورد اقساط بندی مهریه
بزرگترین سایت عاشقانه|جوجو
تنهایی
شار رایگان
زینب
سمانه صمدی
بهار
همراهاول
آهنگ
عشق3
دل نوشته های پسرک تنها...
جمله های زیبا
ویکی ناز
دانلود فیلم
وبلاگ جدیدم
عشقولانه
آموزش زبان دات كام
سلنا گومز(selena gomez)
bekhatereshgam2
alone
قاطي پاتي
آتار من
http://1patog.ir/
زندگي بي تو معنا ندارد
ملودي ها
فزايش ترافيك و بازديد تاپ رنك
عشق ابدي ما
طلوع عشق
غريبه
شيدايي
پایگاه فرهنگی مذهبی علویون
سالي
عینک ریبن اصل
ترک سیگار
خرید شارژ ایرانسل
چت روم
عشق پاك يعني عشق من و تو
k-pop عشق من
ويلا
مشهد 2 رپ
باران
شرح من زندگي
ساکس و وی پی ان
عشقی
عشق یعنی سوختن شمع با پروانه
اس ام اس روز
كلوب مجازي فيستك
دختران دریا
آجی الناز
کلبه عشق
گل یاس
تکنوازنده عشق
انرژی درمانی
همه چیز در جوجیکا
عشق مرده
من آغوش تو را تمنا می کنم
عاشقانه هایتان شیرین
XoXo
dokhtaranedarya
سرزمین عشق
رویای خیس
خاطرات ما سه نفر
طلوع یک عشق
سایبرلند
عرضه محصولات طبیعی آرایشی و بهداشتی
خلوتگاه من
مر جعی برای سرگرمی شما
رویای خیس
امیر شیما
ss501story
عـــشق من چرا تنهایی
دلنوشته های تنهایی من
BEST MUSICS
دوباره زندگی
بلکــــــــــ� �ـــــلاو
بهانه های من
تنهام خیالت پیشمه
عاشقانه
الناز جیگری
وبلاگ عاشقانه
فرزانگان
زندگی عاشقانه
مترسکی تنها و غمگین
عشق غوغای عشق در دفتر عشق
تنهاترین
به روز باش
خودم
عنوانی ندارم چون اینجا همه چی درهمه
دختران آفتاب
گرافیک
کاسکو
به وبلاگ من خوش آمدید
کیت اگزوز
زنون قوی
چراغ لیزری دوچرخه

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان حسرت دوری و آدرس hasratdore.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





قالب بلاگفا















»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 3
بازدید دیروز : 18
بازدید هفته : 65
بازدید ماه : 57
بازدید کل : 382463
تعداد مطالب : 1008
تعداد نظرات : 361
تعداد آنلاین : 1



Alternative content